پیشانی داغدار ایران؛ همچنان داغ سنگین میناب
ماهها از فاجعه مدرسه میناب گذشت اما اندوه آن همچنان در دل این سرزمین زنده است؛ کودکانی که با کیفهای کوچک و رویاهای بزرگ راهی مدرسه شدند و هرگز به خانه بازنگشتند، به زخمی مشترک در حافظه جمعی ما تبدیل شدهاند؛ زخمی که هر بار با دیدن چهره یک دانشآموز یا شنیدن نام مدرسه، دوباره تازه میشود و قلب مادران این خاک را میفشارد.
سارا شهبازی
غروبهای جمعه حال و هوای عجیبی دارند؛ انگار زمان در این ساعتها آهستهتر میگذرد و دل آدم بیشتر از همیشه به سمت خاطرهها و داغها کشیده میشود، برای من در چنین غروبهایی، ذهنم بیاختیار به سمت فاجعه مدرسه میناب میرود؛ حادثهای که اگرچه ماهها از آن گذشته اما هنوز سنگینیاش از سینه این سرزمین برداشته نشده؛ داغی که نه تنها برای مادران میناب بلکه برای همه مادران این خاک، زخمی تازه و همیشه باز است.
دست خودم نیست، هر بار که به آن روز فکر میکنم، احساس زنانگی و مادرانگی توامان در من بیدار میشود، انگار قلب تمامی زنانی که در این سرزمین زندگی میکنند نیز با شنیدن نام میناب برای لحظهای مکث میکند، گویی هر مادر، آن روز را بارها و بارها در ذهنش مرور کرده است؛ صبحی که شاید برای بسیاری از خانوادهها مثل هر صبح دیگری آغاز شد اما هیچکس نمیدانست که چند ساعت بعد، دنیا برای همیشه تغییر خواهد کرد.
در مهمانیها و دورهمیها هم نام میناب هنوز شنیده میشود، مادران این سرزمین وقتی کنار هم مینشینند، دیر یا زود صحبت به آن روز تلخ میرسد، کسی آهی میکشد، کسی سکوت میکند و کسی با چشمانی خیس از مادران میناب یاد میکند، انگار همه ما هر کدام به نوعی، بخشی از آن اندوه را در دل خود حمل میکنیم.
یکی از دوستانم دختری ۱۰ ساله دارد؛ تقریبا همسن همان دخترکان شاد و پرجنبوجوشی که روزی با کیفهای کوچک و دفترهای رنگی به مدرسه رفتند، او میگفت: «هر وقت دخترم مشقهایش را مینویسد یا کتابهایش را جلویش باز میکند، لحظهای فکر دخترکان میناب از ذهنم بیرون نمیرود.» حرف سادهای بود، اما در دلش دنیایی از درد و همدلی نهفته بود، شاید مادران این سرزمین بهتر از هر کسی حال یکدیگر را درک میکنند؛ مادرانی که با دیدن هر کودک، با شنیدن صدای خندهای یا با دیدن کیف کوچکی روی دوش یک دانشآموز، یاد آن کودکان معصوم میافتند.
میناب فقط یک شهر نیست؛ نامی است که حالا با داغی بزرگ گره خورده است، شهری که در یک لحظه، مدرسهاش تبدیل به صحنهای از اندوه شد، جایی که موشکها نه فقط دیوارهای یک ساختمان، بلکه دلهای بیشماری را ویران کردند، کودکانی که با رویاهای کوچک و ساده به مدرسه رفته بودند با آرزوهایی که شاید در دفترهایشان نوشته بودند "دکتر شدن، معلم شدن، نقاش شدن، یا فقط بزرگ شدن در کنار خانواده".
هیچکس نمیتواند لحظهای را تصور کند که آن مادران تجربه کردند، مادرانی که صبح، با مهربانی فرزندانشان را بیدار کردند، موهایشان را مرتب کردند، لباسهایشان را پوشاندند و شاید لقمهای نان و پنیر یا چیزی کوچک در کیفشان گذاشتند، همان مادرانی که با لبخند فرزندشان را تا در خانه یا مدرسه بدرقه کردند و گفتند: «زود برگرد» اما چند ساعت بعد، به جای آغوش گرم کودکشان، تنها خبری هولناک و تکهای از بدن ضعیف کودکان به آنها رسید.
تصور آن لحظه دشوار است؛ لحظهای که دنیا برای یک مادر فرو میریزد، لحظهای که امید، انتظار و تمام برنامههای آینده در یک چشم برهم زدن خاموش میشود، هیچ کلمهای برای توصیف چنین دردی کافی نیست، هیچ تسلایی نمیتواند جای خالی آن فرزندان را پر کند.
اما مادران میناب، مثل بسیاری از مادران این سرزمین در کنار اندوهشان صبر و استقامت عجیبی دارند، آنها کوهی از غم را بر دوش خود حمل میکنند و با این حال، ایستادهاند، شاید اشک میریزند، شاید شبها با خاطرهها بیدار میمانند اما در سکوت و وقار، دردشان را به بخشی از تاریخ این سرزمین تبدیل کردهاند.
در فرهنگ ما، مادران همیشه نماد صبوری بودهاند، زنانی که بار زندگی، خانواده و امید را بر دوش میکشند، مادران میناب هم اکنون نماد همین صبوریاند؛ زنانی که قلبشان شکسته اما هنوز ایستادهاند، آنها نه تنها برای فرزندان از دسترفتهشان سوگوارند بلکه حافظ خاطره آنان نیز هستند، خاطره کودکانی که روزی با خندههایشان کوچههای شهر را پر میکردند.
شاید به همین دلیل است که نام میناب از ذهن مردم پاک نمیشود، این حادثه فقط یک خبر نبود که در صفحهای از روزنامه ثبت شود و بعد فراموش گردد، این واقعه به زخمی جمعی تبدیل شد؛ زخمی که هر بار با دیدن یک مدرسه، شنیدن صدای زنگ کلاس یا دیدن صف دانشآموزان، در ذهنها تازه میشود.
غروبهای جمعه، وقتی هوا آرامآرام تاریک میشود، این خاطرهها بیشتر به سراغ آدم میآیند، شاید چون غروب، زمان فکر کردن و مرور کردن است، زمان سکوتی که در آن، دل انسان بیشتر از همیشه به سمت دردهای مشترک میرود، در چنین لحظههایی، یاد مادران میناب لحظهای رهایم نمیکند.
به آن صبحها فکر میکنم؛ به کیفهای کوچک، به دفترهای خطدار، به دستهایی که با شوق مداد را گرفته بودند، به خندههایی که قرار بود سالها در حیاط مدرسه ادامه پیدا کند و به مادرانی که هنوز صدای قدمهای فرزندشان را در ذهن خود میشنوند.
این داغ شاید هرگز به طور کامل التیام پیدا نکند، بعضی زخمها در حافظه یک ملت باقی میماند؛ نه برای اینکه تنها اندوه را یادآوری کنند بلکه برای اینکه یادآور ارزش زندگی، کودکی و انسانیت باشند.
میناب حالا بخشی از حافظه جمعی این سرزمین است؛ نشانی از زخمی عمیق اما در عین حال نشانی از همدلی و همبستگی، از این حقیقت که وقتی کودکی آسیب میبیند، دل یک ملت میلرزد، وقتی مادری داغدار میشود، هزاران مادر دیگر درد او را حس میکنند.
این داغ، شاید تا همیشه بر پیشانی این سرزمین باقی بماند؛ پیشانی سرزمینی که زخمهای بسیار دیده است، سرزمینی که بارها غم را تجربه کرده اما هر بار با صبوری و استقامت دوباره ایستاده است.
سرزمین زخم، سرزمین غم؛ اما همچنان محکم و مقاوم
پربیننده ترین
- ● ویکرد و روحیه هلال احمر الگویی مناسب در همه ابعاد مدیریتی است
- ● ایلام و واسط؛ پیوند گردشگری برای توسعه اقتصادی و تقویت دوستی ایران و عراق
- ● صبر و استقامت خانوادههای معظم شهدا جلوه ای زیبا از ایثار و جانفدا بودن است
- ● نخستین جشنواره گل و گلاب استان ایلام برگزار شد
- ● رئیسجمهور: آمادهایم به جهان اطمینان دهیم به دنبال سلاح هستهای نیستیم
- ● چرا هیئت بلندپایه مذاکره کننده ایرانی به قطر سفر کرد؟ مأموریت هیئت ایرانی در دوحه، سنجش پایبندی عملی واشنگتن به وعدهها
- ● توزیع ۳ هزار بسته گوشت گوسفندی در ایلام؛ گامی دیگر در راستای «پویش ایران همدل»ایلام
- ● اصناف و بازاریان همواره در کنار مردم هستند
- ● موافقت با ایجاد رویه واردات کالا و خودرو از مرز مهران
- ● مصوبه بازگشت اینترنت به وضعیت قبل از دی ۱۴۰۴
- ● در استان ایلام کمبود دارو وجود ندارد
- ● ترامپ ادعا کرد : توافقی میان ایران و آمریکا تنظیم شده است/ در انتظار نهایی شدن
- ● اعلام مهلت دوساله برای ثبت اسناد قولنامهای در ایلام
- ● استاندار ایلام عنوان کرد: برنامههای فرهنگی، محتوایی و فضاسازیهای محیطی باید متناسب با اربعین تقویت شود تا فضای معنوی مسیرها برای زائران ارتقا یابد
- ● پایداری خانوادههای معظم شهدا تضمینکننده پیروزی ایران اسلامی است
آخرین اخبار
- ● بهره مندی 96 درصد دفاتر اسناد رسمی استان ایلام به دوربین ضبط صدا و تصویر
- ● در استان ایلام کمبود دارو وجود ندارد
- ● پایداری خانوادههای معظم شهدا تضمینکننده پیروزی ایران اسلامی است
- ● مدیرکل اقتصادی استانداری ایلام :نرخ جدید نان در ایلام اعلام شد
- ● چرا هیئت بلندپایه مذاکره کننده ایرانی به قطر سفر کرد؟ مأموریت هیئت ایرانی در دوحه، سنجش پایبندی عملی واشنگتن به وعدهها
- ● مصوبه بازگشت اینترنت به وضعیت قبل از دی ۱۴۰۴
- ● فرماندار مهران خبر داد: خروج ۲۱ هزار زائر از مهران در ده ساعت گذشته/ استقبال خوب مردم از تردد در مرز مهران
- ● امام جمعه ایلام: زیرساختهای ثابت برای زائران اربعین در مرز مهران ایجاد شود
- ● استاندار ایلام عنوان کرد: برنامههای فرهنگی، محتوایی و فضاسازیهای محیطی باید متناسب با اربعین تقویت شود تا فضای معنوی مسیرها برای زائران ارتقا یابد
- ● وزیر آموزش و پرورش: برگزاری امتحانات نهایی به صورت مجازی ممکن نیست
- ● رئیسجمهور: آمادهایم به جهان اطمینان دهیم به دنبال سلاح هستهای نیستیم
- ● معاون استانداری ایلام:بر اساس کلیه تحلیلهای جهانی، ایران پیروز میدان تقابل با استکبار شناخته میشود
- ● اعلام مهلت دوساله برای ثبت اسناد قولنامهای در ایلام
- ● در نامه استاندار ایلام به دکتر سید پرویز فتاح باتشریح منابع غنی ، قابلیتهای چشمگیر واثرگذاری درگستره ملی و استانی خواستار بهره برداری میدان گازی ' سمند 'شد
- ● تیراندازی در نزدیکی کاخ سفید و شلیک ده ها گلوله/ دو تن زخمی شدند
